album cover
KHOONI
Alternative
Utwór KHOONI został wydany 28 lutego 2025 przez shobin jako część albumu YOOKHE - EP
album cover
Data wydania28 lutego 2025
Wytwórniashobin
Melodyjność
Akustyczność
Valence
Taneczność
Energia
BPM74

Teledysk

Teledysk

Kredyty

PERFORMING ARTISTS
The ARP
The ARP
Guitar
COMPOSITION & LYRICS
shobin karimzade
shobin karimzade
Songwriter
PRODUCTION & ENGINEERING
shobin karimzade
shobin karimzade
Engineer

Tekst Utworu

صدای پای بارونه که توی شعر می‌پیچه
تموم واژه‌ها خیسن، نوکِ خودکارها خونی
نوشتم خون‌ و بعد از اون همه دنیای من سُرخه
کتابا خون، شرابا خون، لبِ سیگارها خونی
هزار‌وچارصد ساله که می‌جنگیم‌و می‌میریم
هزاروچارصد ساله که با تقویم درگیریم
پُریم از زندگی امّا رفیقِ خون‌و شمشیریم
چکید از آیه‌ها خون‌و تموم غارها خونی
نه رستم مونده نه تهمینه نه سی‌مرغ می‌بینیم
نه کاوه مونده نه بابک نه با زرتشت هم‌دینیم
اگه دنیا شبیه آسیابه سنگِ زیرینیم
توی تکرارِ تاریخیم‌و این تکرارها خونی
نگا کن آسمونو جای بارون تیر می‌باره
درخت سرو کوهی سایه‌بونِ امنِ نجّاره
قنات از تشنگی دست گدایی سوی جو داره
بساطِ مرغِ ماهی‌خواره‌ و منقارها خونی
به خودکارت بگو تاریخِ خونینو تمومش کن
بگو زن زندگی آزادیو ختمِ کلومش کن
بریز دیوارُو بعدش زندونا رو مُهرو مومش کن
بهش گفتم ولی بازم نِوِشت دیوارها خونی
نمیشه توی خونه قصّه‌ی فردای روشن گفت
نمیشه بنده‌ی دین بودو از آزادیِ زن گفت
نمیشه خواب بود‌و از قرارِ وقتِ خرمن گفت
هنوزم خوابن این روزا شبِ بیدارها خونی
صدایی توی شعرم‌ داد زد اینک منم طوفان
تموم واژه‌ها با هم نوشتن زنده‌باد انسان
نوشتم خون‌‌و بعدش سبز شد آزادیِ ایران
خیالم رفت تا یوش‌و قلم همراه نیما شد
صدایی توی شعرم داد می‌زد:
روز پیدا شد
قلم دیوونه میشه باز می‌رقصه
دفتر مات می‌مونه
صدای پای بارون باز توی شعر مهمونه
ولی این‌بار خشکن واژه‌ها خودکار خونی نیس
شروعِ زندگی میشه دوباره نقطه‌ی پایان
صدایی توی شعرم داد می‌زد
قاصد روزانِ ابری داروگ
کی می‌رسد باران
جوابِ این سوالو می‌نویسم گوشه‌ی دفتر
زمانی‌که نباشه دامن نی‌زارها خونی
صدای تیر
از خوابم پریدم، کوچه خونی بود
به بیتِ چندمِ شعرم رسیدم کوچه خونی بود
صدای خنده‌هاتونو شنیدم کوچه خونی بود
خیابون سُرخ‌و میدون قرمزو بُلوارها خونی
هزاروچارصدساله عصادارا عزادارن
توی این خاکِ پُرگوهر فقط شمشیر می‌کارن
حالا که دست از گاییدن ما برنمی‌دارن
فقط مونده یه راه عمّامه‌و دستارها خونی
نوشتن درد داره، دردِ خود آزاریِ بی‌حد
مثِ طرحِ سوالِ دردناکِ شاعری مرتد
کدامین چشمه سمّی شد که آب از آب می‌ترسد
چه سمّی چشمه خون‌و کلِّ آب‌انبارها خونی
خدا خوابه، خدا مُرده، برای معجزه دیره
بهشت‌و حوریاشم دستِ یه جادوگرِ پیره
همون‌‌جا که یه آدم از نداری روزه می‌گیره
اذانِ صبح خونی سفره‌ی افطارها خونی
به خونِ کشتگانِ راهِ آزادی به آزادی
به فریادی که سر دادی به آزادی
به آزادی قسم
رد می‌شیم از دیوار از بن‌بست
نگو با دستِ خالی نه یه چیزی هست
تفنگِ ما پُر از خشمه همون داغی‌که دیدیمه
تفنگِ ما تمومِ ضجّه‌هایی که شنیدیمه
شکوهِ اتحادی که همه با خون خریدیمه
تفنگِ ما و چشمِ مادر ستّارها خونی
هنوز امّا یکی خط می‌نویسه آخرین پیغام
نشسته توی زندون چِش‌به‌راهِ ما شباهنگام
امیدش به خیابوناست حتا موقعِ اعدام
ردیفِ شعر قرمز بود‌و این اِقرارها خونی
Written by: shobin karimzade
instagramSharePathic_arrow_out􀆄 copy􀐅􀋲

Loading...