Melodicness
How much the song possesses a clear and memorable tune that follows well-defined musical patterns. A song high in melodicness generally features clear and memorable instrumental or vocal lines.
Acousticness
A measure of how much a song relies on acoustic instruments (eg. piano, guitar, violin, drums, saxophone) instead of electronic or digitally synthesized
Valence
The musical positivity or emotional tone conveyed through the song's harmonic and rhythmic components. High valence corresponds to feelings of happiness, excitement, and euphoria while low valence is associated with sadness, anger, or melancholy.
Danceability
A combination of factors including tempo stability, rhythmic patterns, and beat emphasis to determine how suitable a song is for dancing. A "danceable" song may feature a consistent tempo, repetitive musical structure, and strong downbeats.
Energy
The perceived intensity of a track which may be influenced by tempo, dynamics, and musical compactness. A high energy song may have a driving rhythm and dense instrumentation while a low energy song can be musically sparse and feature slower tempos.
BPM
Credits
PERFORMING ARTISTS
Yas
Performer
COMPOSITION & LYRICS
Yas
Lyrics
PRODUCTION & ENGINEERING
Farbod Arsh
Producer
Shervin Raadfar
Mastering Engineer
Sajad Torabi
Executive Producer, Creative Director
Lyrics
باغ ۱
: ۱
تا خودکار رو می ذارم پای برگ
عقلم ناخواسته برمیداره پاره سنگ
تو این جهنم فقط خشم میده آرامشم
تمام شب به تماشای نمای شرق
مثل اون بی منزلی که زل زد به بار کج
واسطش اون بالا راه نداده واسه تهش
پای سرو رو می برید نپیچه لای سقف
عاقبت بدن گرمشو با تبر کوبید رو خاک سرد؛
مغرور از خلق برهوتی که روزی یک باغ سبز بود،
منم و قدمهای آهستم
رویاهام کابوس شدن اما با خطهای واضحتر
به کام مرگ فرو میرم چون حتی نمونده نای ترک
کشیدی پرده ها رو به آتیش
این روزا دیگه برنمیگرده به عادیش
اهمیتی نمیدم حتی دیگه به باقیش
چشما خیس
حسرت اونی که چرا نیست
قاب رو قاپیدی صاف تابیدی به قاضی
تو نور بسوزیم یا با تاریکی بسازیم ؟
البته معلوم نی این بدیشه یا خوبیش
این چراغو که روشن کنی همه گندا رو میشه
از اون که رشوه داد تا اون که باج گرفت
پاهاش گره خورد به عمق فاجعه
یه روز روباه سرشت قصه میشه خاطره
تو این محاکمه فقط مو حاکمه
جریان ستم ناتمام
به تن جا طناب
درک ناتوان
از این حجم ناجوانمردی
حال فنا
قله زیر چال کن ها
اسیر چهار کلام حرف
از دین ماجرا
بی صورت، گیسو کند
حدود بیست و قبر
پیچ و خمِ
شیر و خط میون دیو و دد
میرسه یه صدای بیگانه تو نقاب
همه جا تاریک یه گلوله گیجگاهتو شکافت
که فردا پوکه هاش تو نور زیبای موزه هاست
وحشت دیروز لعنتی بیداره تو صدام
بازمونده ، بی آب و تاب و توان
داره تلو تلو می خوره دور فانوس ها تو خفا
قا نون هامون بیات،عین کابوس هامون عیان
تا بوت ها رو زمینه تابوت ها رو هوآن
تو دست مادر ها سبد لاله های جوان
تا بوت ها رو زمینه تابوت ها رو هوان
تا ابد می مونه جا مو ها رو زبان
تا بوت ها رو زمینه تابوت ها رو هوآن
: ۲
تا دست یافتن رو اسب تاختن
کاخها رو سوزوندن تو دخمه قصر ساختن
اما این دفعه پی چی می گردن ؟
از لج هم گل ها رو قیچی می کردن
رسید به استخون کارد، یه نقطه شد غار
منتها کاسب خبر از حنجره به حُجره نون داد
هر سو به منفعت خودش موش دووند تا-
تو اون داد یادمون بره کی واسه موش توون داد
اون که گفت التماس دعا
میبینی اون طرف پیوست به انتقام جوها
پی روزی ولو به قیمت یارسوزی
آدم لنگ مجبور اسیر چاپلوسی
که فقط وعده می شنید قد درازای زبون
اشاعه ی فقر نقاب حساب های کلون
اماله ی ترس فشار نگاه های عمود
با شناخت ملت نیاز به شناسایی نبود
همون تفنگ رو هم نشناسی میشه چماق
این دردسر ها بالاخره می شه تومور
این میکروفون ها وصلن به میک سماق
صفحه شطرنج زندگی شد میز قمار
سینه اتاقم یه پناهندم
از زمان کندم
آرزو هامو تو گذشته ها رها کردم
بدون حتی یه نیم نگاه به پشت سر
هر کی تونست بین این بگایی هُجره زد
به ما که می رسه می گه اگه ساکتی خایه نی
با اتحاد مناسبتی بجای دائمی
قایمی که با بنی بشری نشینی پای میز
که ابایی نداره ملت رو بذاره لای ریسک
چشام خیس، نمی دونی از دل صد پارم
اینم آهنگ نیست به سکوتم لحن دادم
کسی نمیده دیگه گله نامه ها رو جواب
با تو ما تو سراب، میخوره باتوم ها تو سرا
با صدای چکمه های باغبون های صیاد
تا بوت ها رو زمینه تابوت ها رو هوان
تا ابد می مونه جا مو ها رو زبان
تا بوت ها رو زمینه تابوت ها رو هوآن
باغ۲
: ۱
مردم آبادی
سر ها داغه از افیون آگاهی
ولی دریغ از یه نقطه مشترک بینمون
سر مفهوم آزادی
حتی اتحاد امروز سر گره خوردن نخ بادبادک هاست
زادگاه چپاول، این سال ها خزان
بانگ اذان سر میده پایگاه چپا
وردشون آیات
صلوات مِلکِشون آباد
جاده و پل بینشون آزاد
واسه ما مِهرِشون آبان
شاهد باش رو دیوارا گلوله
جیب خالی ما خرجِ قُشون
غنچه کُشون
قنات خالی واسه ی دست های سدّ قُنوته
تو چنته جنونه یه نَنگِ دو نونه
دلم پر می کشه تَنگِ غُروره
ولی اینو هر جوری بگم افته
که تاریخ ما به ستم قفله
زخمیت می کنن تا دهن باز کنی که زهر رو بدن خوردت
سِر شی نسبت به اینکه یه دختر رو یه ون برده، یه زن مُرده
این خون تازه جوهر پیشگفتار قصست، تو فریب اداشوـ
نخوری که داره هر دفعه عمدا پایین می بره ضریب خطاشو
یعنی دلیل بقاشون مساوی باخت همه
بجای اینکه به سر سبز این ملت صبور تاج بزنه
از پاشون خار بکَنه
ساچمه تنت
می کَنه پاشنه درت
انگار غرق لذت از ذوق آتیش و خاکستره
تو قاب یه زنه-
که صداش به گوش من میاد
یکی گفت بمون بجنگ قیام
یکی گفت بزور بکن بیا
اون بیرون صف جلو ارباب دولّا راست
آرمان سر همون دلاراست
که ما این ور درگیر هجوم صفریم
تحریم و سرود نفرین
حالا ما عدد کدوم فکریم ؟
اون فکری که نمی شناسیم؟
این جلد ها عوض میشه جز توش
هزار برچسب و پرسش و گل پوچ
کدوم پرچم یا جنبش الگو تر
از اشک زن و غرش پرشورش
که خودسوز میلاد اون روزه
که جا ی گوله می باره گلبوسه
سنگین سر
از این ننگین زهر
از جو حاکم و تمدید صبر
از حق ساکت و تبلیغ زرد
مغز فاسد تدوینگر
از حرف شاهد اصلی
که مفت بِر شد به منافع کثیف
اون صفحشو به خون ما تزیین کرد
تا دلش ترکید...
همخوان :
زن جیغ زد
از میون جمعیت
چهار ستون ها لرزیدن
اما حتی انگیزههامون غم انگیزن
تنش رو کوبید رو خاک سرد
این برهوت که روزی باغ سبز بود
دارم به کام مرگـ-
میرم نمونده دیگه نای ترک
: ۲
به مصلحت خود به دختر بی حجاب گفت مُهِم اینه دلت پاکه
مُهِم حفظ خاکه، مُهِم به هم رسوندنِ نقطه اشتراکه
گفتن، حس ها رو پختن
وعده ی دیار انسان خوشبخت
ولی باز میان حصار قدرت
ما شدیم پیاده نظام دشمن ؟
فشار دشمن رو منه با چرخ دندش
به شما که رسید، بد نگذشت
اون خون که می کنه از رگ نشت
از فرزندیه که دیگه برنگشت
تکرار شد، تکراری نه
منو به حال خود بسپارینم
اسم ها میرن تو مسیر ریل میندازن
اشک ها برات سیل می سازن
این نسخه ها بی دوامن
بی دوا من، سرفه هام بی امانن
که حتی در رفت زِوارِ ماسکم
شاید سرفه صدا رو باز کرد
لگد مال نیمه جان زیر پاشون
به تقلا به نجات می گه آشوب
میره پا چوب، خون سرازیره پا جوب
سراسیمه واژگون ، سرا بی نقاب شد
نما دینه عناوین نمادینه
لاف روشنفکری برای چینه
پروا ز پرواز پرا چیده
اینا روحم رو عمیقأ خراش میده
بازی گرگ و میشه
لطفی که واسه قوم و خویشه
تو خالی، نمی تونی پر کنیش
کرکریش از جو کرک و ریشه
دیگه فردام به درک
بذار لااقل حرفامو بزنم
خاکش رو خوردم ، تعصب کشیدم
بگو کجا باز تحصن بشینم ؟
ها؟ من که بی پایانم
اینکه آیا می رسم آیا نه-
واسم مهم نیست من آزادم
از جایی بخونم که وایستادم
یه راستگوی مزاحم
سَره به هزار چاپلوس نخاله
قطره اشک هام بارون سوال
مقاومت اولین قانون ثبات
حسرت من نوشته ی رها
این خونست نه جبهه ی جهاد
تنفر دارم از تماشا دادن ملت و غم این چهره به جهان
تو چشمات بستست، وا کن، بنگر
به این پیکره ی بی در و پیکر
به اون غفلت از صحبت ملت
به این دقت تو بردن و پیگرد
سراسر این خبرا همه
ندا میده یکی از نفرها کمه
بار سنگین کمرا خمه
این آدم نیست، ابر آدمه
ایران شده همه جا مزه ی خبر
غافل از بطن لحظه ی خطر
با وعده ی جهنم غل و زنجیر زد
تا دلش ترکید "زن جیغ زد"
تشنه مثل لوت
رشته مثل کوه
جاری مثل رود
سرپا مثل سرو
لَخته مثل مو
خشم معتبر
نامردها دستشون تبر
باغ ۳:
۱:
اینو با دل با دل بی قرار
نوشتم واسم مهم نیست دیگه حاصلش چی دراد
میخوام محو شم تو افق لب ساحل بیکران
یاسر خودم باشم و سایر دیگران
چه خنده بر رویی؟
چه خم به ابرویی؟
پا بده ظالمی
یا بر عکس به صرف مظلومی
یه سری لودن سری شدن به لحن دستوری
یه سری کودن مثل کودن زیر درخت مصنوعی
این ترازوها میزونن با ابروت
تو کتت نره فرو میکنن تو پهلوت
زیر سقف گردون، از ترسم جرأت رو بدوش
ازم عبور کن، جامو بگیر، جرعتو بنوش
من، یه رُخ جنگجو که روحش کم جونه
همچون میله ی مذابی که خودش خم شد
عدل و داد به لحن چکش
به شرط سرکوب
حتی اینا می خوان بجا کلاه بذارم کپ مرگو
رد کینه پی فتح جانشین
تو راه اتحاد واسه هم فت پا کشیدن
تلنگر برام از توهم درآم
که منفعل و فعال اینجا تفأل گران
اگه خبر ادامه داره چون کشش دید
حرف مفت زن بهونه دست منکرش میده
واسش چقدر مهمه که این خاک تو آشوبه
اینا دلاشون در حد کمد آتوهاشونه
این ناتو ها کارشون فقط بذر نفرت کاشتنه
واسه کیف ملت کیفر خواستن
تنها راز بقاشون مربوطه به دم و بازدمت
مهمتر از به دست آوردن نگه داشتنه
همخوان:
ابر ها سوختن
نگاه به صحرا دوختم
نهال قد کشیده رو قطع کردن بخاطر شکفتن
اون که رویا هاشو گم کرد
تو بیراهه های ممتد
این جاده ها بی بازگشتن تا دم دیواره های غربت
۲:
باد خشک سرد
ماه پشت ابر
به باغ مشرفم
دستا به جیب
تو این روند فرسایشی
که قراره فقط یک رونده در سایه شی
ما ابزارشیم
چقدر باغبون بد
چه ترسناک نمیشه حرف عاشقونه زد
یه محوطه
که عجیب ترین کار ابراز محبته
به مجرد خشونت همه چی مرتبه
یه مجسمه تنها با همه قهر آغوش
بهانه کافیه تا قطره بارون شه
بذر تا خوشه
عزم تا کوشش
مغز باهوش نیست
فقط قلب خاموشه
می باره تگرگ رو سرمون
جای تبر رو تن چوب
کسی گل نمیکاره نبینه لگد شدنشو
به حسرت دوختنمون
از عطش سوخت لبمون
یه مسافر مجبور مثل قفس تو چمدون
بهارتون خزانه
بهارمون تو خزان بی احساس موند
کلید زندان گم
رو پلک هام خون
دوباره قصه تکرار شد
بسیار خب
اصرار کن
گفتی سطحی بود، اغفال شد
تو دیگه عمق ما رو به خودمون بسپار
اگه الان رو سطح آب دنبال جلیقه نجاته چون خونه ی امیدش اعماق گرداب موند
تنور فتنه داغ ما بین اتفاق
این چند تا بیت به عنوان پی نوشت باغ
دیره یا زود، این درکم از جو حاکم
یه بهت زده جوابش یه لب ساکته
همخوان:
ابر ها سوختن
نگاه به صحرا دوختم
نهال قد کشیده رو قطع کردن بخاطر شکفتن
اون که رویا هاشو گم کرد
تو بیراهه های ممتد
این جاده ها بی بازگشتن تا دم دیواره های غربت
باغ ۴
ورس ۱
ابرها می سوختن
تمام شب پرندههای شعله ور دارن از اون بالا میافتن
اگه به سوخت دادن بود
که من و تو حتی دیگه نیست باکمون
زیر همین آسمون
وقتی هرکی به سویی می گریخت
تو، اونی که منتظر من ایستاده بود
منتظرم ایستاده ...
ورس ۱
شب کور
یه بار هم این ور بوم
بذار زمین چمدون
کنارمی همه دور
خونه منطقه ممنوع
خود منظره مفهوم
کل دفتر من سوخت
همه ناقل خبر منسوخ
اینا پاچیدمون
از پا چیدمون
ولی تو تو بغلم باقی بمون
می تابی تو عمق شب تار
یه غنچه تو بهت غم باغ
گور درونم از تن داغت
گوش و زبون من کر و لال
روح سبکتر از پر کاه
روی من و لب از لب یار
دو آتیشه عین قبلنا
قالیچه بین چمنا
خالی شه قر کمر ها
نه بازیچه سیل خبر ها
چه تقلایی لا تقلا ؟
جدول ها زیر جدل ها
با تبر هایی که از طلان
آشیونه کلاغ ها رو دکل هان
همه امیدمی
تو هوام دم تو می دمید
پی بهانه برای روییدنی
فدای لب بوسیدنیت
نوای قلب تو سینمی
تو قامت یک اسیر
سرم رو به دامنت بپذیر
نجابتت چه اصیل
به لطافت یه نسیمی
که می وزید
جاریه ریتم
بیا هم پیاله بادیه شیم
ببین از همین زاویه دید
میشه از الان تا ابد قافیه چید
تو این پیچ تند
گیج و گنگ
کسی چه می دونه که چی میشه حکم ؟!
می باریده خون از تاریخمون
تو تو بغل من باقی بمون
همخوان
دیگه پل ها ریختن
امید واهی عذاب رو میکنه طولانیتر
این سکان لق، افتاده تو یه طوفان سخت
میذارم استخون لای زخم
محو تماشای مو های لختت
همین ، تو این حصار تنگ
بباره سنگ
هر طوری بشه کنارتم
ورس ۲:
یکی هست
هنوز دیوار تکیته
حتی لای سنگ ها دلی هست
اما نمیده بیگانه ملیت
صدا عربده از دور
نوک اسلحه دستور
رأی تبرئه محکوم
جاری از لبت هذیون
چراغ ها رو شکوندن و خاموشی زدن
بدون واکنش و نظر
شدیم فقط تابوت کش خبر
اینا میخوان نابود بشه بشر
تو دیگه به روم آغوشت رو نبند
منو با بوسههات بخواه
تو دلم محفوظه جایگات
بی تو کابوسه راه خواب
رو نوک نازک شاخهها
تو هجوم آفت
سرا بد تر از گلوله داغن
داده تکیه به ستون لاغر
تا بستن دکون آخر
جواب گندید تو لُپ داور
روان درگیر، دروغ ها باور
من که با این چپق چاقم
خیره به افق باغم
نه که عقب کشیدم
ولی نقشه رو از قبل کشیدن
بذار آروم بغلت بشینم
تا اینجا خون اومدم رسیدم
میون وضعیتی که از یتیم
تا ننه بابا دار هم اذیتیم
باقی راه تو عزیمتیم
قافیه ها جدیه، نه زینتی
وارث این خونه
داره جلو آینه می خونه
حادثه که خبری نداره
خبره که حادثه میکنه
چرخی که این چرخه رو می شناسه ـ
داره دیگه آهسته می رونه
حالا یه ناکس بی بته -
داره واسه جایزه میدوئه
یه لب هرز
هم و غمش تعرفه ست
مملکت خود معرکست
دلم خونه چشمم پنجرست
جنگ منفعت و معرفت
گفتگوت خورد به کوه
جای چکش حفره موند
حالا اونا با پتکشون
دارن میان طرف جفتمون
اون تار موت یعنی آخرین ریسمانمون
اگه به سوخت دادن بود
من و تو حتی دیگه نیست باکمون
تو منتظرم ایستاده بودی
Written by: Yas

