album cover
Khamiyaze
8
Alternative Rap
Khamiyaze was released on July 31, 2025 by Farshad as a part of the album Khamiyaze - Single
album cover
Release DateJuly 31, 2025
LabelFarshad
Melodicness
Acousticness
Valence
Danceability
Energy
BPM114

Credits

PERFORMING ARTISTS
Farshad Ghanbari
Farshad Ghanbari
Rap
COMPOSITION & LYRICS
Farshad Ghanbari
Farshad Ghanbari
Songwriter
PRODUCTION & ENGINEERING
Farshad Ghanbari
Farshad Ghanbari
Producer

Lyrics

دنبالِ آیام
لا بقایام
یا می‌شم گم‌تر
یا نمایان
جدام راضی‌ام، مُدام راهی‌ام
سوال باریدم
جواب نروئید
من موندم با زوایام
تو تکاپو تاوون داره فراسو
شک دارم هم به وزنه هم به ترازو
بیش از حد گم می‌شن همه‌ی دلیل‌ها
برا کی؟ بره کِی؟ اصلا خودِ برا کو!؟
زدم ضربه باز کرده در آشوب
میگه التماس کن ذره‌ای برا نور
ولی صلحِ درون یعنی نبینم هیچی
پس چیه فایده‌ی نور بره کور؟
پشتِ پنجره ایستاده آلتِ قتل
حالتِ بعد می‌کنه یقه‌م برای من
آرامش و راحتِ تن
یعنی خونریزی نکردن با تنِ زخم
نه وطن دنیا نه دنیا وطنم
همینه طعمِ ته‌مزه‌ی دهنم
قبلِ اینکه فکر کنم تصمیم گرفتم
تصمیم گرفتم که فکر کنم
آسایش، التهاب شکنجه‌ست
تعلیق، انتخاب شکنجه‌ست
عمل کردن، انفعال شکنجه‌ست
ضربه یا حفظ گارد شکنجه‌ست
سکوت، حرف، ازدحام شکنجه‌ست
مرگ بر یا زنده‌باد شکنجه‌ست
ولی موج رو نسپار به دستِ لنگر
تو آغوشِ تابوتِ زندگی عمیق کندم قبرِ مرگم رو
زمانِ من بریدنی نیست
پس از دستِ این لحظه در نرو
تو آغوشِ تابوتِ زندگی
همه چیز میخواست بشم گیج‌تر
شکوه ساختم از به هم ریختن
یه کم بیشتر، یه کم بیشتر
برق زدم
صدام اومد بعدا
من برق زدم چون
صدا اومد از قبلا
صدای شکستن بلند شد
پنجره رو به بیرون شده بود خُرد
نمی‌شکست بغضم با اینکه درونم شده بود تُرد
خمیازه‌ی عظیم تو آسمون می‌چرخید
همه‌ی نِگاهش می‌کردن با دهنِ باز
با چشمهای سفید
روح محیط رو می‌بلعید
من دیدم آدمها هرز میرن
صداها محو میشن
توی رخوتِ جمعی
بی‌توجهی به این کسالتِ تحمیلی
یعنی درگیری با هر کثافتِ تزئینی
خمیازه پخشه با رضایتِ تسلیمی
خشکیدن با سرایتِ تضمینی
فرو نرفتن با جراحتِ سنگینی
زورِ زیاد میخواد و قرائتِ بد‌بینی
می‌پوسه مغز بیرونِ جمع
فقط وقتی که روش نظارتِ قلبی نی
باشکوهِ تنهایی
حتی وقتی با خودت تو دعوایی
این یعنی هنوزم دنبالِ معنایی
شکلت رو بشکن اگه طرحِ فرمِ فردایی
وقتی کامل خاکستر شدی
تازه باید با جفت دست‌هات شعله برداری
تنفسِ مرگ تو خمیازست
نفس زندست تو اوجِ ژرفایی که
همراهی یا تضاد شکنجه‌ست
باشی راویِ قصه‌هات شکنجه‌ست
باید برسه زودتر پات به مقصد
تا بفهمی مقصد و راه شکنجه‌ست
حرکتم خیلی بیشتر از موندنمه
هر قدمِ بزرگ تو حیات شکنجه‌ست
یه لحظه‌ست که میاد فریاد به دستم
می‌کِشم که خودِ فریاد شکنجه‌ست
تو آغوشِ تابوتِ زندگی عمیق کندم قبرِ مرگم رو
زمانِ من بریدنی نیست
پس از دستِ این لحظه در نرو
تو آغوشِ تابوتِ زندگی
همه چیز میخواست بشم گیج‌تر
شکوه ساختم از به هم ریختن
یه کم بیشتر، یه کم بیشتر
برق زدم
صدام اومد بعدا
من برق زدم چون
صدا اومد از قبلا
Written by: Farshad Ghanbari
instagramSharePathic_arrow_out􀆄 copy􀐅􀋲

Loading...