Lyrics

درگذر از روزگار بي كسي دلي داشتم دادمش دست كسي بي حراس از غصه و دلواپسي سرگذشتم در پي هم نفسي گول چشماش و مي خوردم واسه اون نگاش مي مردم چون به معنا نرسيدم اون به خدا سپردم اون كسي كه زندگيم و پاي بودنش گذاشتم همه عاشقانه ها مو براي چشاش نوشتم اوني كه قبله عشق و با نگاهم آشنا كرد من و با يك دل عاشق پس چرا تنها رها كرد خبر از حال منه تنها نداشت عشق و عاطفه براش معنا نداشت عشق من حتي تو قلبش جا نداشت عاقبت رفت و من و تنها گذاشت
Lyrics powered by www.musixmatch.com
instagramPath