album cover
Khaleh
527
Hip-Hop/Rap
Khaleh adlı parça {albumName} albümünün bir parçası olarak Pok Label tarafından 23 Ağustos 2022 tarihinde yayınlandıKhaleh - Single
album cover
Çıkış Tarihi23 Ağustos 2022
FirmaPok Label
Melodiklik
Akustiklik
Valence
Dans Edilebilirlik
Enerji
BPM77

Krediler

PERFORMING ARTISTS
Mehrab
Mehrab
Performer
COMPOSITION & LYRICS
Hossein Zeynali
Hossein Zeynali
Composer, Lyrics
Pok Lable
Pok Lable
Arranger
PRODUCTION & ENGINEERING
Hossein Zeynali
Hossein Zeynali
Producer

Şarkı sözleri

شُروعِ اِمشَب ‌هَم مِثلِ شُروعِ هَر ساله، حوصِله نَدارم بِگو بَعدی بیاد خاله
اِمشب دوباره مِهمونِ این مُسافرخونه‌ام، این‌ها اون نِمیشن بِگو خودِش بیاد خاله
دِلم بَد گِرفته از دَر و دیوارِ اینجا، هنوز اُتاقمُ واسَم نِگه داشتی اینجا
یادِ روزی که با هم از دَر اومدیم هِی خوش، یادش بِخیر با ناز و اَداهاش مَنُ میکُشت
گند میزد با اَخم و اَداش به تَنِ هَفته‌ام، خاله شُماره‌اشُ بِگیر بِگو که نَرفتم
بِگو یِکی اینجا بَرات مُنتظره هَنوز، تا اینارو بِهش نَگی خاله مَن از اینجا نَرفتم
قَهوه کارَمُ راه نِمیندازه بِریز مَست شَم، چَک بِزن بیدار شَم بِهم هِی اَز راست و اَز چَپ
داستانِ اینکه از اینجا رفتُ بِهم میگی خاله؟ بِهش زنگ بِزن بِگو مادرش مَریض و بی‌حاله
هنوزم حاضِره با دو قِرون پاهاشُ وا کُنه؟ اَز مادرم خواستم خوب شه هر شب بَراش دُعا کُنه
بِهش بِگو جِلو مادرم سَرمُ اَنداختی پایین، بِگو نِمیتونه تو چِشمِ مادرش نِگاه کُنه
بِگو قَلبیُ شِکستی که هیچ‌جوره نِمیشکست، بِگو بَعدِ اینکه تو رَفتی جاتُ نَگِرفت هیچ‌کَس
اگه گُفت شُماره‌امُ کی میخواد نَگو که مَن اینجام، بِگو یِکی اومده دنبالِت هَفت پُشت غَریبه‌است
بِگو یِکی اینجاست هَر شَب تا صُبح مَست میکنه واسَت، نِرخِش اگه صَد تومنه بِهش بِگو میده چهارصَد
چهارصَد میده که چَهارصد بار تو رو نِگاه کُنه، یِکی هَست که فقط میخواد اِسمِ تو رو صِدا کُنه
بِگو یِکی اومده میگه عشقِ سابقِت بوده، بِپُرس هیشکی شبیهِ من تا حالا لایقِت بوده
بِگو خودتُ بِرِسون تا این قَهوه یَخ نَکرده، بَراش قَهوه ریختم از اون‌هایی که عاشِقش بوده
آره بُرو امّا بَعدِ مَن
به کَسی نَگو از اون حرف‌هایِ قَشنگ، یه نَصیحت میکُنم بِهت باشه یادِت، سَرِ اِحساسی که تو قَلبته هیچ‌وَقت نَجَنگ
آره وَلی مَن کردم و باختَم تو فَقط اینُ بِدون، مَن که کردم پَشیمونم پَشیمونم پَشیمون
یه نَصیحت یه وصیّت آره مونده تو خاطِرم، حالا که تو رَفتی از پیشم مَن واسه مَرگ هم حاضِرم
وَلی بی‌معرفت بِگو مَن بِدونِ تو کُجا بِرم
دِلتُ به چی خوش کردی که به دلِ مَن پُشت کردی، مگه بی‌رگ و ریشه بودم که ریشه‌ی مَنُ خُشک کردی
بارِ مَن هِزار فُحش کردی خوش اومدی ما رو خوش کردی، تو بَغلِ کی شیر شُدی که از ما تَرکِ آغوش کردی
بگذریم این داستان از هر وَری بِگیری دُنباله داره، تَنِ تو به تَنِ کی خورده مَعلوم نی هَمه‌اش میخاره
دِلِ مَن اَزت سیر سیر، میومدی پیشَم دیر دیر، حالا که مَنُ نِمیخوای، خوش اومدی بُرو سیکتیر
یه جایی رَفت دَست اَز سَرم بَرداشت، هَر کاری واسه‌اَش کردم ولی کم داشت
اون حرف‌هایِ آخر اَشک‌هایِ پُشتِ پاش، هَر کاری هَم کردم اِشتباه میشُد بَرداشت
حِیف خیلی دوستِش داشتم، حِیف چِشم اَزش بَرنمیداشتم، حِیف خِیلی باهاش حَرف داشتم، آره حِیف
خاله پُشتِ خَط اِسممُ نَگو بِهش اَصلاً، شاید هنوزم از قدیم ناراحت باشه از دَستم
خاله بِهم بِگو این روزها چه مُشکلاتی داره، خودم حَلِش میکُنم هر چی بَر بیاد از دَستم
خاله حرف‌هایی که بِهم زَدُ هَنوز هم از حِفظم، خاله تو شاهِدی من چند ساله به پاش نِشستم
با اینکه این‌همه بِهم بَدی کرد و رَفتِش، امّا به وَالله که هنوز هَم بِهش عَوض نَشُد حِسَم
خاله یه قهوه بیار مَزه‌ی قدیم‌ها رو بِده، تو این مدّت که نبودم شده دِل به کسی بِده
هنوز یادمه تَحقیرش، اون‌همه تَغییرش، بیشتر حرفِ اینه که زیر پاهات لِه میکُنی دِله
جِلو راهِشُ همین‌جا گِرفتم جِلو پاش نِشستم، دَرُ مُحکم کوبید و رفت مَن هم پُشتِ دَر نِشستم
اِنقد اِسم‌هایِ مُختلفیُ بَعدِ مَن شنیده، اینجور که میبینم عُمراً اگه یادش بیاد اِسمَم
دوباره بیا اینجا بِشینا، حالی مَنُ دوباره بِبینا، تو که تویِ عشق بودی کور، آره مَن هم کردی نابینا
دِلم بی‌تو شُد سَرخوش، آره زَدی به دِلم دَست خوش، دیگه بُریدم از بَدی‌هات لَجبازی‌هات دَست‌خوش
تیغِتُ بِکِش رویِ رَگم، بِگیره اَه هم نَگم، چی کِشیدم تو نَبودَنت موندم و این اَخلاقِ سَگم
دِلِ تو اَزَم نَبود دور، آره خودتُ بُکُن جَمع و جور، با عشق کردی مَنُ کور، وَلی نه اِختیاری به زور
نیش میزدی تو تَک و توک، اونورُ بیخیال مَنُ لوک، تو نبودی کُنجِ خونه بِبینی به خودم میزدم چَک و چوک
سَرِ قِیمت نَزن چَک و چونه هَر کسی قِیمتِ تو رو میدونه، باز سَرت اِنقدر شُلوغ شُده نِمیدونی کی بِره کی بِمونه
تو دلمُ کردی داغون ولی گُذشتم اَزَت آسون، تو مثلِ عشق نَبودی مِثلِ یه مَریضی مثلِ طاعون
من تنها زیرِ بارون وَلی تو دست تو دست با اون، خوب بیرونُ نگاه کُن ببین داره میزنه بارون
خاکِسترم کُن تویِ آتیشِ رَفتنت، جون به لَبم کُن بِذار بِمونه این غَمِت
من از دِلم چون از وَقتی رَفتی داغون شده، تو عشقُ دَرک کُن بدونِ تو بارون شُده
حیف، خیلی دوستِش داشتم، حیف چِشم اَزش بَرنمیداشتم، حیف خیلی باهاش حرف داشتم، آره حیف
Written by: Hossein Zeynali
instagramSharePathic_arrow_out􀆄 copy􀐅􀋲

Loading...