album cover
1403
1,186
Hip-Hop/Rap
1403 was released on June 6, 2025 by The Faryas Group (TFG) as a part of the album 1403 - Single
album cover
Release DateJune 6, 2025
LabelThe Faryas Group (TFG)
Melodicness
Acousticness
Valence
Danceability
Energy
BPM95

Credits

PERFORMING ARTISTS
Yas
Yas
Performer
COMPOSITION & LYRICS
Yas
Yas
Lyrics
PRODUCTION & ENGINEERING
Farbod Arsh
Farbod Arsh
Producer
Shervin Raadfar
Shervin Raadfar
Mastering Engineer
Sajad Torabi
Sajad Torabi
Executive Producer

Lyrics

۱:
اینو با دل با دل بی قرار
نوشتم واسم مهم نیست دیگه حاصلش چی دراد
می‌خوام محو شم تو افق لب ساحل بی‌کران
یاسر خودم باشم و سایر دیگران
چه خنده بر رویی؟
 چه خم به ابرویی؟
 پا بده ظالمی
 یا بر عکس به صرف مظلومی
یه سری لودن سری شدن به لحن دستوری
 یه سری کودن مثل کودن زیر درخت مصنوعی
این ترازوها میزونن با ابروت
تو کتت نره فرو می‌کنن تو پهلوت
 زیر سقف گردون، از ترسم جرأت رو بدوش
ازم عبور کن، جامو بگیر، جرعتو بنوش
من، یه رُخ جنگجو که روحش‌ کم جونه
همچون میله ی مذابی که خودش خم شد
عدل و داد به لحن چکش
به شرط سرکوب
حتی اینا می خوان بجا کلاه بذارم کپ مرگو
رد کینه پی فتح جانشین
تو راه اتحاد واسه هم فت پا کشیدن
تلنگر برام از توهم درآم
که منفعل و فعال اینجا تفأل گران
اگه خبر ادامه داره چون کشش دید
حرف مفت زن بهونه دست منکرش میده
واسش چقدر مهمه که این خاک تو آشوبه
اینا دلاشون در حد کمد آتوهاشونه
 این ناتو ها کارشون فقط بذر نفرت کاشتنه
واسه کیف ملت کیفر خواستن
تنها راز بقاشون مربوطه به دم و بازدمت
مهمتر از به دست آوردن نگه داشتنه
 
همخوان:
ابر ها سوختن
نگاه به صحرا دوختم
نهال قد کشیده رو قطع کردن بخاطر شکفتن
اون که رویا هاشو گم کرد
تو بیراهه های ممتد
این جاده ها بی بازگشتن تا دم دیواره های غربت
۲:
 باد خشک سرد
 ماه پشت ابر
به باغ مشرفم
دستا به جیب
تو این روند فرسایشی
که قراره فقط یک رونده در سایه شی
ما ابزارشیم
چقدر باغبون بد
چه ترسناک نمیشه حرف عاشقونه زد
یه محوطه
که عجیب ترین کار ابراز محبته
به مجرد خشونت همه چی مرتبه
یه مجسمه تنها با همه قهر آغوش
بهانه کافیه تا قطره بارون شه
بذر تا خوشه
عزم تا کوشش
مغز باهوش نیست
فقط قلب خاموشه
می باره تگرگ رو سرمون
جای تبر رو تن چوب
کسی گل نمی‌کاره نبینه لگد شدنشو
به حسرت دوختنمون
از عطش سوخت لبمون
یه مسافر مجبور مثل قفس تو چمدون
بهارتون خزانه
بهارمون تو خزان بی احساس موند
 کلید زندان گم
رو پلک هام خون
دوباره قصه تکرار شد
بسیار خب
اصرار کن
گفتی سطحی بود، اغفال شد
تو دیگه عمق ما رو به خودمون بسپار
اگه الان رو سطح آب دنبال جلیقه نجاته چون خونه ی امیدش اعماق گرداب موند
تنور فتنه داغ ما بین اتفاق
این چند تا بیت به عنوان پی نوشت باغ
دیره یا زود، این درکم از جو حاکم
یه بهت زده جوابش یه لب ساکته
همخوان:
ابر ها سوختن
نگاه به صحرا دوختم
نهال قد کشیده رو قطع کردن بخاطر شکفتن
اون که رویا هاشو گم کرد
تو بیراهه های ممتد
این جاده ها بی بازگشتن تا دم دیواره های غربت
Written by: Yas
instagramSharePathic_arrow_out􀆄 copy􀐅􀋲

Loading...